تبليغاتX
چراغی زیر شیروانی

مدتی است که این موضوع دغدغه ذهنم شده، که چرا در جامعه ما آنچه روزنامه نگاری به معنای کار عملی و آنچه ارتباطات در معنای آکادمیک آن می خوانیم به این وضع درآمده است.
چرا دانش دانش آموختگان این رشته به خصوص در مقطع کارشناسی سال به سال سیر نزولی طی می کند. چرا برای روزنامه نگاران کیفیت محصول کارشان مهم نیست. چرا برخی از مسئولان رسانه ها تا این حد با این رشته و این کار بیگانه اند.
ارتباطات حوزه ای است که بارها و بارها از زبان کسانی که به شایستگی استاد می خوانیمشان شنیده ام که در سال های دوری که برای اولین بار همت کردند تا رشته ارتباطات در ایران گسترش پیدا کند، هر کدام با علاقه چه کوشش ها کردند تا این نهال تازه در زمین دانشگاههای ایران پا بگیرد و چه دلسوزانه هر کدام گوشه ای از این کار پر زحمت  را قبول کردند... اما حالا که این نهال کمی بزرگ تر شده و شاید بتوانیم نام درختی البته نه چندان تنومند را بر آن بگذاریم، استادان را چه شده است که فراموش کرده اند این درخت هم مراقبت لازم دارد که خشک نشود. چه شد که این دلسوزان هر کدام به سراغ کار خود رفته اند.
 اما نکته اینجاست که نمی توانیم تنها استادان این رشته را متهم کنیم... مدیران و مسئولان رسانه ها از یک سو و خبرنگاران و روزنامه نگاران از سویی دیگر، همه و شاید نه به یک اندازه، غفلت کرده ایم و می کنیم. هر کدان از این گروه چه در جمع های خصوصی و دوستانه و چه در محفل های رسانه ای و سخنرانی ها دو گروه دیگر را متهم می کنند که چرا با کوتاهی هایشان موجب پدید آمدن این وضعیت شده اند.

تا اینجا ما همه در به وجود آمدن این وضعیت مقصریم و انگشت اتهام به سوی همه ما نشانه می رود، استاد، دانشجو، مدیر مسئول، سردبیر یا روزنامه نگار....

به عقیده من بهتر است به زودی شاهد اتحاد این گروه ها باشیم، اما پیش از آن باید به یک سوال جواب مشخص داد:

آیا می توانیم نام آنچه را که انجام می دهیم روزنامه نگاری بگذاریم؟ البته این سوال تنها برای روزنامه نگاران طرح نشده و بهتر است که از دید هر سه گروه بررسی شود.

جواب خودم به این سوال را از دید یک روزنامه نگار به زودی خواهم نوشت... پاسخ های دوستان را هم با علاقه خواهم خواند.

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 10:50 PM توسط نازنین برادران |