"بعدی وجود ندارد...
بعد همین امروز است!"
شاید آنقدر ساده باشد که نتوانیم به عمق معنایش پی ببریم اما حداقل می توانیم چند لحظه به آن فکر کنیم... همین چند لحظه شاید ما را به عمق حادثه ای ببرد که هر روز در زندگی مان اتفاق می افتد و چه ساده از آن می گذریم. دیروزها را به خاطر بیاوریم , امروز فردای آن دیروزهاست...
از این پس بدون شک به یاد خواهم داشت استاد;
بعد همین امروز است...
در دایره المعارف عصر ما گویی لغت "فرزانه" مفهومی ندارد... عصر ما از جالب هم جالب تر است! نمی دانم اگر آن فرزانه روزگار ما را درک می کرد چه عنوانی برای آن انتخاب می کرد, چه آرزو می کرد و از خدا چه می خواست...
*اولین جملات سخنرانی آلبر کامو که در سخنرانی "هنرمند زمان او" در تاریخ ۱۴ دسامبر ۱۹۵۷ در تالار بزرگ دانشگاه اوپسال ایراد شد.
پ.ن: ادامه این سخنرانی را می توانید در کتاب "تعهد اهل قلم" بخوانید.
شب فرو می افتاد
به درون آمدم و پنجره ها رابستم
باد با شاخه در آویخته بود
من در این خانه تنها تنها
غم عالم به دلم ریخته بود
ناگهان حس کردم
که کسی
آنجا بیرون در باغ
در پس پنجره ام می گرید
صبحگاهان شبنم
می چکید از گل سیب
هوشنگ ابتهاج
"مدير عامل "خانه كتاب" از برگزاري دوره هاي تخصصي "روزنامه نگاري كتاب" خبر داد و گفت: امكانات بر پايي اين دوره توسط خانه كتاب، تامين و سرفصلهايي آموزشي آن نيز توسط استادان علوم ارتباطات و روزنامه نگاران با تجربه در اين حوزه مشخص ميشود. تا كنون چند نفر از استادان علوم ارتباطات و برخي روزنامه نگاران براي همكاري در اين زمينه اعلام آمادگي كرده اند."
اما آقای جهرمی در ادامه چه می افزاید...
"به گزارش خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا) "سيد مهدي جهرمي "مدير عامل خانه كتاب با اعلام اين خبر گفت: فكر بر پايي اين دوره همزمان با راهاندازي خبرگزاري تخصصي كتاب ايران و به دنبال احساس كمبود خبرنگاران تخصصي حوزه كتاب شكل گرفت. "
احتمالا منظور از "احساس کمبود خبرنگاران تخصصی حوزه کتاب" , تمایل به نادیده گرفتن خبرنگاران تخصصی حوزه کتاب بوده است. خبرنگارانی که سال ها در این حوزه فعالیت کرده اند و تجربه های خود را تحت نظر اساتیدی به دست آورده اند که همه صاحب نظران این حوزه آن ها را به عنوان بزرگترین اساتید روزنامه نگاری حوزه کتاب می شناسند.
پس این خبرنگاران حوزه کتاب کجا هستند؟!
اما سوال اصلی این است : این خبرنگاران حوزه کتاب با سال ها تجربه مفید که در هیچ کلاسی به دست نخواهد آمد اکنون کجا هستند که مسئولان این حوزه به برگزاری دوره های آموزشی نیاز پیدا کرده اند؟ من این خبرنگاران را می شناسم... سال ها با آن ها کار کرده ام ,یا در خانه هایشان باید به دنبالشان بگردید یا در حوزه های دیگر روزنامه نگاری... بهتر است خود آقای جهرمی که کمبود خبرنگاران تخصصی حوزه کتاب را احساس کرده اند علت این امر را توضیح دهند... اما قبل از آن یک نکته قابل یادداوری است:
" چه کسی می تواند تخصص خبرنگارانی را که تحت آموزش سید فرید قاسمی و دکتر یونس شکرخواه ( سردبیران دوران طلایی نشریه کتاب هفته ) بوده و هستند, نادیده بگیرد؟!"
من خبرنگار حوزه کتابم...
آقای جهرمی , من خبرنگار حوزه کتابم! دوستان من خبرنگاران حوزه کتابند اما مدتی است که هیچ کدام در این حوزه فعالیت نداشته ایم... تقریبا چند روزی پس از آن روز عصر که شما را برای اولین بار در دفتر نشریه کتاب هفته دیدیم. چرا؟ فکر می کنم این سوال را باید مدت ها پیش می پرسیدم!
آیا هنوز هم کمبود خبرنگاران حوزه کتاب را احساس می کنید؟...
"به گزارش خبرگزاری مهر از امروز ( اول اسفند 1385 ) تا زمانی که قرار است نمایشگاه بین المللی کتاب تهران کار خود را آغاز کند ( بر اساس اعلام قبلی 13 اردیبهشت 1386 ) 35 روز!!! کاری باقی است اما هنوزمشخص نیست که این رویداد بزرگ فرهنگی که به اعتقاد بسیاری از مسئولین نظام تبدیل به یکی از افتخارات فرهنگی جمهوری اسلامی ایران شده است در کدام مکان برگزار می شود ."
سرگردانی مسئولان برای برگزاری نمایشگاه بین المللی کتاب تهران که از نگاه نویسنده بزرگترین رویداد فرهنگی در غرب آسیا به شمار می رود هرچند مهم و قابل نقد اما اتفاق تازه ای نیست. حداقل آنقدر تازه نیست که آنچنان گرم پرداختن به آن شویم که شمارش روزها را نیز از یاد ببریم!!
آبروی فرهنگی کشور تنها در گرو محل برگزاری نمایشگاه کتاب نیست...