تبليغاتX
چراغی زیر شیروانی
 پستی اختصاصی خطاب به یک خبرنگار کتاب (رفع ابهام در مورد پست های مربوط به خبرگزاری کتاب):

دوست عزیزم , من به توانایی اکثر نیروهایی که در حال حاضر مشغول فعالیت در این خبرگزاری هستند واقعا ایمان دارم. این جمله کنایه نیست. متلک هم نیست. البته من فقط یک خبرنگار حوزه کتاب هستم نه صاحب نظر. سابقه مطبوعاتی بسیاری از این دوستان (از جمله خودت) در این حوزه بیشتر از من است و همه مان می دانیم در حال حاضر این خبرگزاری تنها نکته مثبتش این است که از این نیرو های توانا استفاده می کند.

راستی ! اکثر این خبرنگاران دوستان من هستند.باز هم از جمله خودت!

اما در مورد طرح من درباره سایت کتاب ;

این طرح جایی ثبت نشده چون به نام و به کام دیگری بود. اما آن دیگری باز هم تو نیستی. آن طرح هم طرح خبرگزاری نبود. خبرگزاری بخشی از آن بود. راستی طرح من برای اولین بار در یکی دیگر از سایت های کتاب استفاده شد... خیلی پیش از راه اندازی خبرگزاری کتاب.

و نکته آخر اینکه برای من یک همکار خوش فکر , دوست داشتنی و قابل احترام هستی. امیدوارم باز هم با هم کار کنیم تا بیشتر از آموخته هایت بیاموزم.

 

پ.ن ۱: در این جملات حتی یک کنایه هم نبود.

پ.ن ۲: این یک پست کاملا اختصاصی برای یک دوست مخصوص بود. اما امیدوارم برای سایرین نیز رفع ابهام شده باشد.

 

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم آبان 1385ساعت 7:31 PM توسط نازنین برادران |

 

 

در سینه دلم شکفته و رنگین است
مانند مهی دم زدنم سنگین است
ای دوست بیا ببین دل سرخ مرا !
سیبی که تو دندان زده بودی این است.

                                                     عمران صلاحی


شماره بیست و چهارم دو ماهنامه شوکران ، ویژه نامه عمران صلاحی است.هنوز تمام مطالب را نخوانده ام. ولی مطمئنم همه اش خواندنی است. شاید هم "من او را دوست داشتم" خواندنی اش کرده.

.

.

.

تمام شد. خواندنی بود..." همه او را دوست داشتند."

 

"بر سرش چتر گرفتم دیدم

او خودش باران است."

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم آبان 1385ساعت 11:6 PM توسط نازنین برادران |

 هرچند که خبرگزاری کتاب از چندی پیش به طور رسمی (یا شاید هم غیر رسمی)کارش را با حسین نوروزی و سایر نیروهای توانای حوزه کتاب آغاز کرده بود امروز به صورت رسمی تر!!! با حضور مدیرانه و مدبرانه پدرام پاک آیین( سردبیر فعلی کتاب هفته سابق) آغاز به کار کرد.

توانایی ایشان در تمام زمینه های فرهنگی قابل ستایش است.

... این خبر ادامه ندارد , ادامه کار مشخص است...نقطه... سر خط نروید, در همین سطر برای ادای احترام به مکتشف بزرگ این همه توانایی nدقیقه سکوت !

پ.ن ۱: نتوانستم و شاید هم نخواستم عقایدم را واضح تر از این بنویسم...  نمی خواستم مورد تعقیب, تهدید و تحقیر فرهنگی فرهنگ دوستان حاضر در عرصه های فرهنگی قرار گیرم.( آنچنان که دوستان در این مثلث قرار گرفتند.) 

پ.ن ۲: این پست بر اساس یک حادثه کاملا واقعی نوشته شده است , تخیلی نیست , عقیده و نظر شخصی نویسنده نیز در آن دخلی نداشته است.

+ نوشته شده در شنبه سیزدهم آبان 1385ساعت 11:13 PM توسط نازنین برادران |

بعضی وقت ها آدم امتحان داره!

خیلی زود بر می گردم...

راستی در رده بندی آزادی رسانه ها در جهان, ایران از آخر هفتم شد. این خبر را در وبلاگ محسن خواندم... شما هم بخوانید...آموزنده است!

+ نوشته شده در جمعه پنجم آبان 1385ساعت 0:52 AM توسط نازنین برادران |