تبليغاتX
چراغی زیر شیروانی
اسامي نويسندگان اعزامي به نمايشگاه فرانکفورت مشخص شد.

مصطفي مستور، محمدرضا بايرامي، مومني شريف و احمد دهقان، چهار نويسنده اي هستند که با نظر معاون امور فرهنگي وزارت ارشاد به فرانکفورت اعزام مي شوند.ادامه خبر البته قسمت هایی از ادامه این خبر را در ۲ شماره گذشته کتاب هفته شاید دیده باشید!

شاید نویسندگان بیانگر بخش قابل توجهی از فرهنگ جامعه باشند اما گاهی نوآوری هم لازم است. شاید یک هنرمند هم بتواند به همین میزان یا حتی بیشتر از نویسنده در بیان این فرهنگ سهیم باشد. کاش می توانستیم باز تر بیاندیشیم... کمی کینه ها را کنار بگذاریم...و گاهی دیگران را هم ببینیم.

در طول یک سال گذشته ابتکار جالبی را می توانستید روی جلد کتاب هفته ببینید.البته برخی از دوستان که  زحمت ورق زدن را به خود نمی دهند مطمئنا این آثار را هم فقط نگاه می کنند و نمی بینند!

برخی از این آثار نیز امسال در نمایشگاه بین المللی کتاب تهران در سالن مبنا  نمایش داده ‌‌شد و قرار شد که به عنوان نوآوری در زمینه کتاب به نمایشگاه کتاب فرانکفورت برود. البته چند هفته پیش مشخص شد که اگر این آقای هنرمند از وضع مالی نسبتا خوبی برخوردار باشد می تواند آثارش را در این نمایشگاه عرضه کند و در غیر این صورت اصلا برای کسی مهم نیست که  این آثار هم می تواند بخشی از توانمندی های فرهنگی ما را نشان دهد و حتی شاید بیشتر از نویسندگی...

البته من نمی دانم شاید هدف از اعزام این نویسندگان عرضه فرهنگ نبوده!

اخبار ویژه نمایشگاه کتاب فرانکفورت را در طول برگزاری نمایشگاه همین جا می توانید بخوانید. 

+ نوشته شده در جمعه سی و یکم شهریور 1385ساعت 11:27 PM توسط نازنین برادران |

یک خبر خوب:خبرگزاری کتاب بالاخره راه اندازی می شود.

شاید این خبر برای من و دوستانم که در کتاب هفته کار می کردند و می کنند و شب و روزشان و خواب و خوراکشان کتاب بود خبر خوبی باشد اما نمی دانم راه اندازی چنین مرکزی برای دیگران با آمار غیر قابل تصور چه فایده ای  خواهد داشت.

بگذریم! حرفهای تکراری زیاد شنیده ایم! قصد من مطرح کردن این بحث نبود. فقط می خواستم بگویم از این که مسئولان سرانجام نیاز به چنین مرکزی را درک کردند خوشحالم. با این که تمام تلاش های من و دوستانم را برای راه اندازی کامل ترین سایت کتاب ایران بی نتیجه گذاشتند باز هم خوشحالم. با این که نادیده مان گرفتند باز هم خوشحالم.

دوست دارم با صدای بلند بگویم خوشحالم ... به تمام مسئولان محترمی که به اندازه تمام روز های دو سال ۸۳ و ۸۴ در جواب تلاش های پیگیرانه مان گفتند:" دخترم چند سال داری؟" و بزرگوارانه و پدرانه نصیحت کردند:" خیر! شدنی نیست.اصرار نکن." اما ما اصرار کردیم. باز هم پندمان دادند:"به دنبال چه می گردید. آخر این کار چیزی گیرتان نمی آید." ولی ما دنبال چیزی نمی گشتیم. حداقل می دانستیم آن را نمی توانیم میان کتاب های قطور کارنامه نشر و انتشارات های خیابان کریم خان و انقلاب پیدا کنیم. اما باز هم دست بر نداشتیم تا این که طرحمان را تمام و کمال برای یکی از مسئولان کتاب دوست توضیح دادیم مگر گرهی گشوده شود و بدین گونه بود که آن دوست محترم با کشف این خلاقان جوان موجبات رستگاری ما را پدید آورد و کاری کرد تا به صورت کاملا گمنام در ارتقای طرح ایشان سهیم باشیم. تنها اشتباه ما این بود(و هنوز هم هست) که خبرنگار حوزه کتابیم...این حوزه را دوست داریم و می خواهیم آن را به دیگران هم بشناسانیم. البته کمی هم نوآوری ضمیمه کارمان است که همیشه موجبات دردسرمان را پدید می آورد.

البته منظور این دوستمان هم تنها پیشبرد فرهنگ جامعه بود حالا چه فرقی می کند که طرح و ایده به نام چه کسی باشد. مهم مردمند!مهم فرهنگ ماست!

با این وجود ما بی صبرانه منتظر آغاز چهاردهمین دوره هفته کتاب هستیم تا شاهد شروع کار این مرکز خبری باشیم. امیدواریم آنها بتوانند چراغی زیر شیروانی روشن کنند...

+ نوشته شده در پنجشنبه سی ام شهریور 1385ساعت 0:16 AM توسط نازنین برادران |

نمی دانم تا به حال زیر شیروانی را دیده اید یا نه؟

تاریک تاریک! به خصوص اگر پنجراه ای به روشنایی نداشته باشد. دو راه هم بیشتر وجود ندارد یا باید آنقدر در تاریکی بمانید تا چشمتان به سیاهی عادت کند یا اینکه چراغی روشن کنید. چراغی که می بایست از قبل فکرش را می کردید و با خود می بردید. زیر شیروانی هیچ چراغی ندارد!

اگر دوست ندارید چشمتان به سیاهی عادت کند چراغ را روشن کنید... می بینید؟ زیر شیروانی آنقدرها هم بد نیست.

شاید چراغی باشیم برای زیرشیروانی تاریک... جایی که کتاب هایمان را تلنبار کرده ایم تا خاک بخورند... شاید هم فرهنگی در این میان گم شده باشد...

دوستان کتاب دوستم بی شک کمک خواهند کرد تا فرهنگ گم شده مان را پیدا کنیم...

 

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم شهریور 1385ساعت 1:30 AM توسط نازنین برادران |